X
تبلیغات
رایتل

دوشنبه 4 بهمن 1395 ساعت 22:28

همکارم امسال چهل ساله شد. شاید من باهاش خوب نباشم اما آدم بدی نیست. گاهی خستگی رو توی صورتش می بینم اما می دونم که داره برای زندگیش تلاش می کنه. یه بار بهم گفت اون موقعی که باور کنی پیر شدی، پیر شدی. همون لحظه، وگرنه قبلش پیر نبودی هنوز. باور همه ی زندگیه. اینکه چی رو باور کنی یا نکنی اما آسون نیست. من حالم خوبه. هر دفعه که یه پیغامی از شما رو توی بلاگسکای باز کردم و دیدم که از حالم پرسیده بودید خوشبخت شدم و اون خوشبختی باورم شد. کسی نمی دونه من کی ام و من هم نمی دونم کی برام پیغام می گذاره. من روزهای سختی رو گذروندم و یه روزی تصمیم گرفتم از رنجی که می برم با آدم های دیگه حرف بزنم و باور کنم که کمکم می کنه. شما مردمی که نمی شناسمتون، که ندیدمتون، که شاید اگه هم رو توی کوچه و خیابونی ببینیم از هم متنفر باشیم، واقعن به من کمک کردین، رفیق بودین مهربون بودین من اخلاق درست حسابی ندارم ، ماجراهای جالب ندارم، محتوای همه پسند ندارم، بد خلق و یبس ام اما هر بار از عالم و آدم بریدم اومدم اینجا نوشتم تا لا اقل چشمهای غریبه ی شما منو ندیده بخونه. از خوندن من دست نکشید، هر جای دنبا که رفتین، اگه شوهر کردین، اگه زاییدین، اگه طلاق گرفتین، اگه کسیتون مرد، اگه از همه ی دنیا قطع امید کردین، از باز کردن این وبلاگ دست نکشید. من همیشه می نویسم، داستان زندگی من تلخ شیرین خنده دار یا ملال آور و آزار دهنده، منو دنبال کنید. آرزوی من نویسنده شدن بود که نشدم. شما تعبیر آرزویی هستین که برآورده نشده. داستان منو بخونین و منو فراموش نکنید

نظرات (36)
یکشنبه 24 بهمن 1395 ساعت 20:26
تو هیچ وقت فراموش نمیشی اخه
امتیاز: 0 0
جمعه 15 بهمن 1395 ساعت 15:51
افرین که مینویسی
موفق باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون
پنج‌شنبه 14 بهمن 1395 ساعت 12:59
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسیی
سه‌شنبه 12 بهمن 1395 ساعت 11:46
من تازه پیدات کردم و مشتری نوشته هات شدپ
امتیاز: 0 1
پاسخ:
چه خوب
دوشنبه 11 بهمن 1395 ساعت 21:08
منم میخونمت و وقتی نمی نویسی فکر میکنم بهت و به اینکه چرا نمینویسی. دوست دارم بیشتر بخونمت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون عزیزم
دوشنبه 11 بهمن 1395 ساعت 19:27
واااى تو بنویسی کیه که نخونه؟!!!!!!!!
تو یه نویسنده اى. همین الانشم هستى
امتیاز: 0 0
پاسخ:
لاو یو گیسو جونم
شنبه 9 بهمن 1395 ساعت 21:48
بزن بریم... تو بنویس من میخونمممممممممممم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای ول
شنبه 9 بهمن 1395 ساعت 19:20
من همیشه وبلاگتو میخونم
حتی یه وقتایی دلم برات تنگ میشه و نگران نبودنت میشم
باور کن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون دوستم
شنبه 9 بهمن 1395 ساعت 18:29
من همیشه بی صدا میخونمتون.تقریبا هر روز وبلاگتون رو باز میکردم ببینم چیزی نوشتید یا نه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرررسی
شنبه 9 بهمن 1395 ساعت 11:56
عزیزم شما بنویس ما می خونیمت
برات نگران میشیم ،برات خوشحال می شیم ،خودمون رو تو چالش هایی که تو باهاشون درگیری تصور می کنیم ، خلاصه خبر نداری یه رابطه احساسیه مجازیه خیالی اما جدی باهات داریم.پس همیشه بنویس چون قضیه خیلی واسه ما جدیه دختر جان
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فدای شما
جمعه 8 بهمن 1395 ساعت 08:23
الهی... جونم اخرش نوشتی باز:-)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:) :*
جمعه 8 بهمن 1395 ساعت 07:19
میخونمت و ممنون که مینویسی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرررسی :)
پنج‌شنبه 7 بهمن 1395 ساعت 20:02
من چند ساله میخونمت الانم که وبلاگ خیلی کمرنگ شده کماکان کنجکاو و پیگیرم و میخونمت .. بارها با نوشته هات بغض کردم و خیلی وقتا از قوی بودن و ارادت انگیزه گرفتم...همیشه تصورم ازت یه دختر قویه که علیرغم همه سختیا داره حقشو از دنیا میگیره..برات بهترینارو ارزو میکنم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم دوستم
پنج‌شنبه 7 بهمن 1395 ساعت 14:40
سلام و لبخند
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام :دی
چهارشنبه 6 بهمن 1395 ساعت 18:13
سلام
من همیشه جندتا وبلاگ خیلی متفاوت را می خنم و الان چند ماهه وبلاگ شما را می خونم
عالیه من با نوشته های شما یک دنیای دیگه را در ذهنم می سازم و ازدنیای خودم فاصله می گیرم
عالیه مخصوصا وسط یک روز شلوغ و ‍رکار وبلاگ شما و یا دوستان دیگه را باز کنی و برای چند دقیقه استراحت با سرعت بخونی
شاد و سلامت باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون
چهارشنبه 6 بهمن 1395 ساعت 14:12
ساید همیشه کامنت نزارم ولی حتی وقتایی هم ک یه وقفه میوفته تو نوشتنت تند تند سر میزنم و چک میکنم و دعا میکنم از رو خوب پیش رفتن اوضاع و وقت نکردن باشه این غیبتت...
میدونی چیه ؟
همین امروز داشتم میگفتم ... یهو یه وبلاگ و باز میکنی میبینی نویسنده ش یا کامنت دونی و کلا بسته بدونه هیچ ارتباطی و یا دیگه نمینویسه ... یا حذف کرده ... و این خیلی بده ... واقعا چون ادماییی رو ک میخونم کم هستن و واقعا بهشون خو پیدا کردم و حالشون برام مهمه ... و این یهویی رفتنه ... مخاطبی ک براش مینوشتن رو ندیدنه خیلی اذیت میکنه ...
خوشحالم ک خیالمو راحت کردی ک موقعه باز کردن وبلاگت این نوع استرس نداشته باشم..
خیلی وقتا از غم هات حرص میخورم و گریم میگیره ولی به قول نوشین ک نوشته : استقامتته که همه پسنده ...
موفق باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی دوست عزیزم
چهارشنبه 6 بهمن 1395 ساعت 12:02
سلام. چه خوبه که هستی.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون دوستم
چهارشنبه 6 بهمن 1395 ساعت 11:16
فک کنم با ادبیات خیلی فاجعه ای نوشتمش :|
منظورم این بود، جزو معدود وبلاگایی هستی ک گذاشتمت تو خبرنامه .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مررسی عزیزم
چهارشنبه 6 بهمن 1395 ساعت 11:13
تو خبرنامه امی :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:دی
چهارشنبه 6 بهمن 1395 ساعت 06:48
من خیلی وقته میخونمت و فکر کنم تا حالا کامنت نذاشتم اما نوشته هاتو دوست دارم اینکه اینقدر زندگیت با مال من متفاوته رو دوست دارم نه اینکه از مال خودم ناراضی باشم انگار یه زندگی دیگه رو هم زندگی کنم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اوهووممم :)
سه‌شنبه 5 بهمن 1395 ساعت 22:12
میخونمت...
مرسی که مینویسی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی دوستم
سه‌شنبه 5 بهمن 1395 ساعت 19:43
دارُمت گیلدای جان
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فدای شما
سه‌شنبه 5 بهمن 1395 ساعت 19:03
چقدر حس خوبیه که میگی همیشه می نویسم، :)
هر وقت یه وبلاگ یا صفحه ای رو دیدم که خیلی وقته به روز نشده، دلم میگیره، حس میکنم یه چیزی توی این دنیا نا تموم مونده، یا شاید هم تموم شده،
شاید مسخره باشه اما برام غمناکه
همیشه بنویس، همیشه اینجا چشمی هست که بخوندت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه دلگرمی خوبی :)
سه‌شنبه 5 بهمن 1395 ساعت 17:48
من همیشه بهت سر میزنم...یجور خاصی خوبی تو...خودتی..بدون هیچ رنگ و لعابی ..و این خودت بودن به دل میشینه ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی دوست خوبم
سه‌شنبه 5 بهمن 1395 ساعت 16:28
بعله دیگه! دست پیش و اینا!
ما همیشه هستم خعیلی هم نوشتنت رو دوس داریم به قول دوستمون شما الانم نویسنده ایی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:دی
مرسی عزیزم
سه‌شنبه 5 بهمن 1395 ساعت 16:09
تهش پست احساسی شد

کسی چه میدونه شاید اصلاً با تک تک کسایی که میخوننت ،میتونستین دوستای خوبی شین! شاید.... تا زندگی نشه مشخص نمیشه :)

واقعاً خوشحالم که خوبین... که مینویسین.... که ادامه میدین... که با وجود تمام نشدن ها و روزای سخت و اتفاقات بد خاطره هایی که فراموش نمیشن بازم سعی میکنین به شیوه ی خودتون زندگی کنین... ادامه بدین...

واقعاً خوشحالم که هنوزم مینویسین....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی دوستم
سه‌شنبه 5 بهمن 1395 ساعت 13:01
سلام
نوشته هات رو دوست دارم ولی آنجا که با در بسته مواجه میشی و از تنها راه باقی مونده برای خودت روزنه امید و ترقی میسازی اون رو بیشتر دوست دارم اخلاق و رفتارت رو هم دوست دارم موفق باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوشحالم که دوست داری :)
سه‌شنبه 5 بهمن 1395 ساعت 12:34
سلام،
چندین روز درگیر خوندن وبلاگت بودم و وقتی تموم شد و با ذوق اومدم تو پست اول صفحه کامنت بذارم دیدم بستی! چقد بدخلقی و بعضی طرزفکرهامون به همین شبیه بودن. :)
بازم بنویس که خوب می نویسی و لطفا تند تند بنویس منتظرمون نذار.
در ضمن هنوز میتونی نویسنده شی، اکه باور کنی واسش پیر شدی یعنی شدی... ؛)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بابا اینهمه کامنت دونی باز :دی
اوهووم
سه‌شنبه 5 بهمن 1395 ساعت 11:44
What are looking for? You are already a writer. Believe me.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:) ممنون
سه‌شنبه 5 بهمن 1395 ساعت 10:24
دختر مو فرفری قشنگ خودت فراموشمون کردی و نبودی. ولی من که چک میکردم و چشم انتظار بودم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عزیزم ممنونم
سه‌شنبه 5 بهمن 1395 ساعت 08:18
خوندن زندگیت اینجا برام بیشتر از خوندن داستانه.. انگار جنگیدنت بهم جنگیدنو یاد میده
برات همیشه دعا میکنم
همیشه بنویس
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خیلی ممنونم ازت دوستم
سه‌شنبه 5 بهمن 1395 ساعت 07:37
من میخونمت
چند هفته ای هست که به اینجا اومدم و از نوشته هات خوشم اومد
واقعی هستن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هوووم :)
سه‌شنبه 5 بهمن 1395 ساعت 07:18
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:)
سه‌شنبه 5 بهمن 1395 ساعت 07:12
mikhunim shomaro
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بخونین بخونین
سه‌شنبه 5 بهمن 1395 ساعت 04:49
همه ماهایی که تورومیخونیم بابعضی ازمسائل زندگیت همزادپنداری میکنیم وبرامون اون رنجی ک کشیدی آشناس واین استقامتته که همه پسنده ومن غریبه بهت میبالم دخترجان
تومعنای استقامتی همیشه ماجراهاتومیخونم برای مادرم اونم برات دعای خیرمیکنه واین دعاهایجایی یه گره ای ازت بازمیکنه ومثل انرژی مثبته برات
شادباشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شک ندارم که همینطوره ، مرسی دوست
سه‌شنبه 5 بهمن 1395 ساعت 04:45
فراموشت نمی کنیم بد اخلاق
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی دوست
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.