X
تبلیغات
رایتل

سحر ندارد این شب تار

یکشنبه 10 بهمن 1395 ساعت 17:29

عاشق درمان کردن خودم بودم و توش به شدت مهارت داشتم. می نشستم با خودم هر چی بود و نبود رو می ریختم جلوی چشمم، درشت و پررنگ، سواشون می کردم توی دسته های چند تایی، خوب ها، بدها، درد دارها، عذاب آورها و یه دسته بزرگ و پر دیگه به اسم آینده. توی هجده سالگی اندازه بیست و اندی ساله ها حالیم بود. همه بهم می گفتن چقدر می فهمی. می فهمیدم. راه خودم رو می رفتم. چشمم به آینده بود و رویا داشتم و این من رو شکست ناپذیر می کرد. یه جور عجیبی بی رحم بودم. با خودم با دنیا تا به خواسته هام برسم. ترک شدن آزارم می داد اما تنها برای چند روز. ترک کردن برام ساده و شدنی بود. یه حساب سرانگشتی می خواست فقط. آدم ها رو نمی دیدم انگار، برام مهم نبود کی و چی ان. این سال ها عوضم کرده، دیگه اون آدم نیستم. هیچکی دیگه اون آدم نیست ولی من بیشتر نیستم. به اندازه قبلم قوی نیستم. دل رحم شدم، به خودم بیشتر و به دنیا هم کمی. شاید می دونم که عمر منم گذشته دیگه. اون دوران که باید به شادی و لذت می گذشت به جنگ و جدل و مبارزه و تیز کردن شمشیر گذشت. حالا تو آستانه ی سی سالگی هر زخمی که می خورم صدها برابر بیشتر درد داره. باهاش کنار می یام اما دیگه نمی جنگم. این شمشیر کند رو باید گذاشت زمین. توی بساطم سلاح جنگ نیست و آدم صلح هم نیستم. نبودم هرگز، ارثیه پدر و مادری باشه شاید که هر دو سر صلح نداشتن با دنیا. توی این قاب عکس دیگه لبخندم نمی یاد. هر چی هست و نیست رو می ریزم جلوی چشمم، یه مشت چیز درهم و برهم و قاطی و سوا نشدنی. خوشی هام وصل هستن به اشتباهاتم. اشتباهاتم توی ناراحتی یکی دیگه گیر کرده. از توی گریه های من خوشحالی کسی بیرون می یاد و از توی ترس هام آرزوهام. هیچی از هیچی سوا نمیشه. زندگی سخت بود و سخت تر شده. 

نظرات (12)
شنبه 23 بهمن 1395 ساعت 21:17
تو خیلی قوی هستی اتفاقن که..
پیش میاد این دوره های ناراحتی..
مراقب خودت باش باهوشِ قشنگ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فدای. شما
جمعه 22 بهمن 1395 ساعت 08:44
مثل من
امیدی ندارم و احساس میکنم تموم شدم
به پایان رسیدم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نرسیدی
پنج‌شنبه 14 بهمن 1395 ساعت 15:18
معرکه نوشتیش گیلدا...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فدات
سه‌شنبه 12 بهمن 1395 ساعت 11:45
زندگی سخت تر از این نمیشه. وقتی فهمیدی که همه چی در هم و برهمه یعنی رسیدی به ته ته تهش. مطمئن باش سخت تر نمیشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
واقعن
دوشنبه 11 بهمن 1395 ساعت 19:29
تو هیچ وقت دست از جنگیدن برنمیدارى، اینجا همه تو رو بهتر از خودت میشناسن. تو بهترینیییییییی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قربونت عزیزمم
دوشنبه 11 بهمن 1395 ساعت 17:01
چند خط آخر عالی نوشتی
حقا که باید نویسنده میشدی !
امیدوارم خوب باشی و همه چی به خوبی بگذره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون عزیزمم
دوشنبه 11 بهمن 1395 ساعت 15:46
خداروشکر دختر زیبا:*
مواظب خودت باش عزیزکم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فدای شما عزیزم ممنون
دوشنبه 11 بهمن 1395 ساعت 13:26
سلام
تاابد ازراه دور دارمت و میدوستمت
هرچیم زندگی سخت بشه عوضش گیلدای ما که عشق بی سیمای همه ماهستی مقاومتر میشه
میبوسمت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونممم عزیزم به من لطف داری همیشه
دوشنبه 11 بهمن 1395 ساعت 12:33
خوشی هام وصل هستن به اشتباهاتم. اشتباهاتم توی ناراحتی یکی دیگه گیر کرده. از توی گریه های من خوشحالی کسی بیرون می یاد و از توی ترس هام آرزوهام. هیچی از هیچی سوا نمیشه. زندگی سخت بود و سخت تر شده.
عالی نوشتی عالی... حرفی باقی نمیمونه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی دوستم
دوشنبه 11 بهمن 1395 ساعت 11:58
امیدوارم هرچی هست شادی و سلامتی باشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون
دوشنبه 11 بهمن 1395 ساعت 09:03
عزیز دل اونجا اوکی ای؟
با توجه به خبرایی ک میشنویم
۳۰ یا سی
نگرانت شدم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هستیم فعلن
دوشنبه 11 بهمن 1395 ساعت 06:14
زندگی اگه سخت نبود با گریه شروع نمیشد...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
همون
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.